باید بروم
نه اولش پیداست
و نه آخرش
با این همه
باید تا آخرش بروم
بگذار بنشینم و
نفس تازه کنم
نترس
تصمیم من عوض نمیشود
به سنگی بدل نمیشوم
که کنار راه افتاده باشد
نترس
این بار هم که
تاول پاهایم خشک شود
دوباره عاشقت میشوم
دوباره راه میافتم
دوباره گم میشوم
هر طور شده این راه را تا آخر میروم
..............
کیکاووس یاکیده
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۰ساعت 13:37  توسط گیلدا ایازی
|