به هم می رساند
همین راهی که از هم دورمان کرده است
دستی که با تو بدرود می کند
خیابان ها و خانه هایی که با هم طی کردیم
نامم را به خاطر بسپار
دوباره عاشقم خواهی شد
علي عبدالرضايي
به هم می رساند
همین راهی که از هم دورمان کرده است
دستی که با تو بدرود می کند
خیابان ها و خانه هایی که با هم طی کردیم
نامم را به خاطر بسپار
دوباره عاشقم خواهی شد
علي عبدالرضايي
وقتي قرار است
همه غصه ها سهم من باشد
چه فرقي ميكند
كه دنيا دار مكافات است
يا تو به زمين گرم بخوري
فردا وقتي بيدار شوم
ديروزم را به نسيم خواهم داد
تا بي كينه اي
آن را به دست فراموشي سپارد
و من با لبخندي
به آفتاب سلامي دوباره خواهم كرد
گ. ا.
می خواستم جهان را
به قواره ی رویاهایم در آورم
رویاهایم
به قواره ی دنیا در آمد...
..........
شمس لنگرودي
....
گ. ا.
....
حسين پناهي
تقصیر ِ تو نیست !
من مُشتم را زود
به چشم هایت باختم
--
سیدمحمد مرکبیان
...........
گ. ا.
كارل سندبرگ
انگار همه چيز بوي خوشبختي بدهد . .
رهايم كن
.........
گ. ا.
كاش زنده بودي
و ميديدي گردي زمين
كشف جالبي نبود
حالا كه عشق نفسهاي آخر را ميكشد
و سطح زمين را خون گرفته
چه فرقي ميكند
زمين گرد باشد
يا مسطح
بچرخد يا بايستد
اگر دوباره به دنيا آمدي
فقط سكوت كن!
زيستن تنها هياهويي
براي هيچ بود
..........
گ. ا.
دلم براي نقاشيهاي كودكي تنگ شده
براي آسمان آبي
زمين سبز پر گل
خانه اي با شيرواني قرمز...
براي آدمهاي هميشه خندان
و پرنده هاي در حال پرواز...
در اين روزهاي خاكستري
كنار اين همه آدم عبوس
و آسمان بي پرنده
دلم هواي روزگار كودكيم را كرده
روزهاي خيلي دور
رويايي گم شده ...
آه مادر
نگاهم كن
من هم مثل تو
اين روزها چقدر پير شده ام
گ. ا.